تعريف مادر زن: . مادر زن اسلحه اي است انفرادي . که با عيال حمل ميشود . وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده . وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد . مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند . طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. . تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده . و برد موثر آن، انتقال داماد به بيمارستان . و برد نهايي آن انتقال داماد به گورستان ميباشد
محققان دانشگاه فلوريداي جنوبي با بررسي رفتارهاي مورچه هاي کارگر و ملکه دريافتند که مورچه هاي ملکه در طول روز ساعتهاي بيشتري را به خواب اختصاص مي دهند.
به گزارش خبرگزاري مهر، اولين مطالعات درباره عادات خواب در مورچه ها نشان مي دهد در هنگامي که ملکه مورچه ها در خوابي طولاني و عميق است مورچه هاي کارگر در حال فعاليت بوده و انرژي مورد نياز خود با استفاده از خوابهاي کوتاه و مقطع به دست مي آورند.
اين شيوه و برنامه روزانه خواب در ميان مورچگان مي تواند دليل طولاني تر بودن عمر مورچه هاي ملکه را که تا چندين سال ادامه دارد در برابر عمر چند ماهه مورچه هاي کارگر توضيح دهد. بر اساس اين الگوي رفتاري مي توان مطمئن بود که هميشه تعداد معيني از مورچه هاي کارگر به منظور نگهباني و انجام کارهاي مرتبط با لانه بيدار هستند.
محققان دانشگاه فلوريداي جنوبي مطالعه بر روي اين الگوها را با انتقال لانه مورچه هاي آتشين به آزمايشگاه آغاز کردند. محققان لانه اي مصنوعي را به همراه سه ملکه، 30 مورچه کارگر و 30 لارو مورچه به وجود آورده و لايه اي شيشه اي را به منظور مطالعه عملکرد مورچه ها بر سطح آشيانه قرار دادند.
نتيجه بررسي ها نشان داد که مورچه هاي کارگر در فواصل نامنظمي به خواب مي روند اما تعداد خوابهاي کوتاهي که در طول روز براي اين مورچه ها پيش مي آيد بسيار زياد است. به صورت ميانگين يک مورچه کارگر روزانه 250 بار چرت مي زنند که هر بار خواب آنها کمتر از يک دقيقه به طول مي انجامد. اين زمان با چهار ساعت و 48 دقيقه خواب روزانه برابري مي کند. اين به آن معني است که 80 درصد از نيروهاي کار در آشيانه در هر زماني از روز بيدار و فعالند.
اين در حالي است که ملکه ها در فواصل تعيين شده اي به خواب رفته و در حقيقت زمان خواب خود را با ديگر ملکه ها هماهنگ مي کنند. هر ملکه به صورت ميانگين 90 بار در طول روز به خواب مي رود که هر دوره خواب 6 دقيقه به طول مي انجامد. در واقع ملکه ها روزانه 9 ساعت به خواب مي روند. مورچه هاي ملکه معمولا به خوابهاي عميقي فرو مي روند و در اين حالت شاخکهاي آنها به کلي جمع مي شود. محققان با تحت نظر گرفتن حرکات شاخکهاي اين مورچه ها دريافتند که مورچه هاي ملکه در اين حالت خواب نيز مي بينند.
به گفته دانشمندان طولاني بودن مدت خواب در ملکه ها يکي از نکات کليدي براي توضيح طولاني تر بودن طول عمر اين حشرات کوچک است.
بر اساس گزارش بي بي سي، مورچه هاي ملکه معمولا 6 سال زندگي مي کنند و مورچه هاي کارگر به صورت طبيعي تنها 6 ماه طول عمر دارند.
سال 1230
مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...
زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط مي کني. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخاي درس بخوني؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بيگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...
سال1400
دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ي ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...
باباه:جيکش در نمي ياد...
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه.
با يه نگاه مهربون...
همون نگاهي که سال ها ارزوشو داشتم و ازم دريغ ميکرد!
گريه کرد........
گفت :
دلش برام خيلي تنگ شده!
ميخواستم اشکاشو از رو صورتش پاک کنم
ولي نميتونستم!!!
فقط نگاهش کردم
اون رفت......
ولي سنگ قبر من خيسه خيس بود!!!!!
من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم من صبورم اما... چقدر با همه ي عاشقيم محزونم! و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما... بي دليل از قفس کهنه شب مي ترسم بي دليل از همه تيرگي تلخ غروب و چراغي که تو را از شب متروک دلم دور کند... مي ترسم من صبورم اما... آه...
ما در خواب
همدیگر را دیدیم
ما خواب های همدیگر را دیدیم
یکی از ما وجود ندارد
یا تو
یا من
و این بیداری کاملا مشکوک است
بیا به خواب هایمان برگردیم
به سرزمین ماه و قصه
براي تو و براي قلبي كه براي تو مي زنه
،دوست دارم برات بنويسم.
دوست دارم كه بيشتر بدوني چقدر دوستت دارم
ولي كجاست حروفي براي نوشتن از تو
بگو چگونه درك كنم لحظه هاي عاشقي رو ؟
من كلماتم را در وجود تو جاگذاشتم بگو چگونه اسمت را بنويسم ؟
وقتي اشك نمي گذارد.
اسمت رو به همراه ستاره مي نويسم چون من و به ياد شبهاي
تار عشق ميندازه
بگو چگونه بعد از اين تحمل كنم لحظات تنهايي را؟
با نوشتن لحظات تنهايي گريه ام مي گيره چه برسه به ........؟
من لبریز از گفتنم نه از نوشتن . باید که اینجا روبروی من بنشینی و گوش کنی . ایمان من به تو ، ایمان من به خاک است . به شکوه آنچه بازیچه نیست ، بیندیش . من خوب آگاهم که زندگی، یکسر صحنه بــازی است . اما بدان که همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است . مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان . تو چون دستهای من، چون اندیشه های سوگوار این روزهای تلخ و چون تمام یادها از من جدا نخواهی شد
حدیث غریب دوست داشتن را اینک از زبان کسی بشنو که به صداقت صدای باران سخن می گوید . من هرگز نخواستم که از عشق ، افسانه ای بیافرینم . باور کن . من می خواستم که با دوست داشتن، زندگی کنم . کودکانه و ساده و روستایی . من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم . آن لحظه ای که تو را به نــام می نامیدم . من هرگز نمی خواستم از عشق، برجی بيافرینم .
مـــرگ سخن ساده ای است . مگذار که خالی روزها و سنگینی شب ها در اعماق من، جایی از یاد نرفتنی باز کند . ما برای فرو ریختن آنچه کهنه است آفریده شدیم .
بـــــــــــــــــــــــازگــــــــــــــــرد !
هر لحظه ای که در تسلیم بگذرد، لحظه ای است که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد . زندگی طغیانی است بر تمام درهای بسته. زندگی تنهایی را نفی می کند و عشق، بارورترین تمام میوه های زندگی است. امروز برای من روز خوبي نيست اینجا را غباری گرفته است . یاد تو هر لحظه با من است . اما یـــاد انسان را بیمار می کند . به یاد بیاور که در این لحظه ها نیاز من به تو، نیاز من به تمامی ذرات زندگی است. دیگر چه می توانم گفت. من خسته هستم دیگر نگاه هیچ کس بخار پنجره ات را پاک نخواهد کرد . تحمل اندوه از گدایی همه شادی ها آسانتر است.
ما می توانستیم ایمان به تقدیر را مغلوب ایمان به خویشتن کنیم.
اینک اما دستی است که با تمام قدرت مرا به سوی ایمان به تقدیر می راند. دستمال های مرطوب، تسکین دهنده دردهای بزرگ نیستند. التماس، شـــــکوه زندگی را فرو می ریزد.
تمنا، بودن را بی رنگ می کند. و آنچه به جای می ماند ندامت است. اگر دیوار نباشد، پیچک به کجا خواهد پیچید. نه من ماندنی هستم، نه تو. آنچه ماندنی است ورای من و توست.
فرصتي براي فكر كردن است. من را تنها نگذار.
همین ...
گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
يک روز سگِ دانايي از کنار يک دسته گربه مي گذشت . وقتي که نزديک شد و ديد که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنايي به او ندارند وا ايستاد.
آنگاه از ميان آن دسته يک گربه درشت و عبوس پيش آمد و گفت:" اي برادران دعا کنيد ؛ هرگاه دعا کرديد باز هم دعا کرديد و کرديد ، آنگاه يقين بدانيد که بارانِ موش خواهد آمد ."
سگ چون اين را شنيد در دل خود خنديد و از آن ها رو برگرداند و گفت: " اي گربه هاي گورِ ابله ، مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم ندانسته ايم که آنچه به ازاي دعا و ايمان و عبادت مي بارد موش نيست بلکه استخوان است."
جبران خليل جبران
در شرایطی كه سالهاست این سؤال مطرح میشود و این بازیگر اكشن كار سینما هر بار به آن پاسخ منفی میدهد ولی باز هم این سؤال پرسیده میشود كه جدیدترین بهانه برای طرح مجدد این سؤال، تولید نسخه جدیدی از مجموعه فیلم «غارتگر»(پریدیتور) است كه رابرت رودریگوئز كارگردانی آن را بهعهده دارد.

هنوز معلوم نیست او میخواهد نسخه موفق سال 1983 را دوبارهسازی كند یا قسمت جدیدی برای آن بسازد اما نتیجه كار هر چه كه باشد، این فیلمساز جوان و ماجراجوی سینما اعلام كرده، میخواهد آرنولد را دوباره به جلوی دوربین برگرداند.
رودریگوئز میگوید: «من «غارتگر» را بدون آرنولد نمیسازم. او باید نقش اصلی این اكشن دلهرهآور علمی- تخیلی را بازی كند. این فیلم متعلق به اوست و هیچ بازیگر دیگری نمیتواند جای او را در این فیلم بگیرد.» البته رودریگوئز این موضوع را توضیح نداده است كه چگونه میخواهد فرماندار فعلی كالیفرنیا را كه سرش بهسختی شلوغ است، مجاب كند كه در این فیلم بازی كند. آرنولد سال قبل حتی حاضر نشد در قسمت چهارم مجموعه فیلم «ترمیناتور»- كه شهرت بینالمللی برایش فراهم كرد- بهعنوان بازیگر مهمان در یك نقش كوتاه ظاهر شود.
با این اوصاف، خیلی جالب میشود كه وی، برای 2ماه راهی جنگلهای یك منطقه سرسبز و پردرخت شود تا با یك موجود بیگانه فضایی (كه به معنای واقعی كلمه پوست آدمها را میكند) مبارزه كند. رودریگوئز كلید فیلمبرداری «غارتگر»را تا 2ماه دیگر میزند و به احتمال زیاد در آن تاریخ مشخص میشود كه این فیلم، آرنولد را در كنار خود دارد یا نه.
«غارتگر» در شرایطی حیات تازهای را روی پرده سینما شروع میكند كه در خبرهاست «یادآوری مطلق» آرنولد هم قرار است دوبارهسازی شود. این فیلم علمی- تخیلی سال 1990 توسط پل ورهوفن فیلمساز آلمانیتبار كارگردانی شد و این روزها لقب یك اثر كلاسیك سینمایی را گرفته است. فروش 130میلیوندلاری فیلم، حكم یك فروش بالا را دارد. این فیلم براساس یكی از قصههای كوتاه قصهنویس معروف داستانهای علمی- تخیلی فیلیپ كیدیك ساخته شد.
فیلمنامه نسخه جدید «یادآوری مطلق» را كرت ویمر مینویسد و هنوز كارگردانی برای آن انتخاب نشده است اما تهیهكنندگان فیلم گفتهاند نقش آرنولد را در نسخه جدید یك بازیگر جوان و قویاندام بازی خواهد كرد و برای تولید این فیلم از وی دعوت به همكاری نكردهاند. تحلیلگران سینمایی بعید میدانند آرنولد دعوت رودریگوئز را برای حضور در «غارتگر» قبول كند.
آنها برای تایید دیدگاه خود درباره این واقعیت صحبت میكنند كه وی از زمان فرمانداری ایالت كالیفرنیا و درگیریهای سیاسی، در هیچ فیلم سینمایی در نقش اول ظاهر نشده است.
آرنولد طی این سالها، حداقل رابطه را با هالیوود داشته است و نام وی در رسانه های گروهی بیشتر بهعنوان یك سیاستمدار مطرح بوده تا یك بازیگر عضلانی و اكشنكار.


عداد زیادی از کارشناسان مشهور اظهار میکنند که احتمالا مکانهای اسرارآمیز در سرتاسر جهان که به کمک تکنولوژی و دانش پیشرفته ایجاد شدند (شاید پیشرفتهتر از زمان ما) تحت نفوذ و سیطره تمدنهای گمشده بودند.
برخی هم عقیده دارند که هیچ تمدن بسیار پیشرفتهای تا به حال روی زمین وجود نداشته و تمام علوم عالی از انسانهای فضایی زمان باستان که از آسمان به زمین آمده بودند به ارث رسیده است.
اما اکثر دانشمندان با هیچ کدام از این نظرات فوق موافق نبوده و سعی در تشریح رازهای باستانی مربوط به آیین و مذاهب روی کره زمین دارند.
در این متن سه مکان را به عنوان مرموزترین مناطق جهان به شما معرفی میکنیم، البته مکانهای مرموز بیشتری در سراسر زمین وجود دارند که ذهن ما را تسخیر کرده اند؛ چراکه انگار از جهان دیگری آمده اند!
ادامه مطلب
جام جم آنلاين: اين جانوران كه تصاويرشان را مشاهده مي كنيد لزوما براي انسان ها مرگبار و خطرناك نيستند اما هر يك از آنها در جهان خودشان يك شكارچي فوق العاده و مانند يك ماشين مرگ هستند. گزارشي تصويري از 10 جانور مرگبار كره زمين. 8 خرداد 88 . منبع : بي بي سي : گزارش : بهرام افتخاري.
ادامه مطلب
یک ایرانی داخل بانکی در نیویورک شد، نزد کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا رو داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار داره. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره و مرد هم سریع دستش رو توی جیبش کرد و کلید ماشین فراری جدیدش راکه دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو، بالاخره با وام آقا موافقت کرد، آن هم فقط برای دو هفته، کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران قیمت را گرفت و ماشین رو به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
مرد بعد از دو هفته همان طور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: از این که بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم، ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک میلیونر هستید. سوالی که برای من پیش اومده اینه که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟
آقای ایرانی یه نگاهی به کارشناس کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک می تونم ماشین 250 هزار دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و فقط با 15.86 دلار پارک کنم؟






